تبلیغات بالای هدر
سبد خرید شما خالی است!
 

مقالات

شخصیت چیست

personality

شخصیت چیست؟

 

واژه" شخصیت" از کلمه لاتین پرسونا مشتق شده است که به ماسک نمایشی اشاره داد که هنرپیشههای رومی در تئاترهای یونانی بر چهره می‌زدند. وقتی روانشناسان اصطلاح شخصیت را به کار می‌برند منظورشان چیزی بیش از نقشی است که افراد بازی می‌کنند. تعاریف زیادی برای "شخصیت" وجود دارد، اما اغلب آن‌ها بر ویژگی‌هایی نسبتا پایدار و الگوهای رفتاری تمرکز دارند که، قابلیت پیش بینی و درک رفتار افراد را به ما می‌دهد. بنابراین به طورکلی میتوان شخصیت را الگوهای معین و مشخصی از تفکر، هیجان(احساسات) و رفتار تعریف کرد که سبک شخصی فرد را در تعامل‌های او با محیط مادی و اجتماعی‌اش رقم می‌زنند.

  

 

شخصیت از نظر دیدگاه روانکاوی

 

فرض بنیادین نظریه روانکاوی آن است که بسیاری از افکار و اعمال ما از فرآیندهای ناخودآگاه ریشه می‌گیرند. روایت روانکاوانه جامع‌ترین و پرنفوذترین نظریه‌ای است که تاکنون درباره شخصیت تدوین شده است. تأثیر این روایت فقط بر روانشناسی نبوده و به علوم اجتماعی، علوم انسانی، هنرها، و کل جامعه هم سرایت کرده است.

 

شخصیت  از نظر رویکرد رفتارگرایانه

 

در رویکرد رفتارگرایانه، برعکس رویکرد روانکاوی، بر اهمیت عوامل تعیین کننده محیطی یا موقعیتی رفتار تاکید می‌شود. در این دیدگاه، رفتار نتیجه تعاملی مداوم میان متغیرهای فردی و محیطی است. شرایط محیطی از طریق یادگیری، رفتار را شکل می‌دهند، و رفتار فرد نیز به نوبه خود بر محیط تأثیر می‌گذارد. فرد و موقعیت، تأثیر متقابل بر هم دارند. برای پیش‌بینی رفتار لازم است نحوه تعامل مشخصه‌های فرد را با مشخصه‌های موقعیت بدانیم.

 

شخصیت از نظر دیدگاه انسان گرایانه

 

دو رویکرد روانکاوانه و رفتارگرایانه، رویکردهای غالب در روانشناسی بودند. تا اینکه در 1962 گروهی از روانشناسان،  "انجمن روانشناسی انسانگرا" را تاسیس کردند. روانشناسی انسانگرا از نظر آنها "نیروی سوم"ی در برابر دو رویکرد دیگر بود. این انجمن در تعریف رسالت خود به چهار اصل قائل بود:

·        فرد تجربه کننده در درجه اول اهمیت قرار دارد: انسان صرفاً موضوع بررسی نیست. او را باید مطابق دیدگاه درون ذهنی خودش از جهان، ادراکی که از خودش دارد، و احساسی که درباره قدر و منزلت خویش دارد، توصیف کرد و دریافت. پرسش مرکزی که هرکس باید با آن روبه رو شود، این است: "من کیستم؟"

·        انتخاب، خلاقیت، و خودشکوفایی انسان است که باید موضوع تحقیق واقع شود. انسان صرفاً از سائق‌های اساسی نظیر سائق جنسی یا پرخاشگری، یا نیازهای تنکردشناختی نظیر گرسنگی و تشنگی، انگیزه نمی‌گیرد. انسان به بسط و پرورش توانایی‌های بالقوه و قابلیت‌های خود هم نیاز دارد. رشد و خودشکوفایی است که باید معیار سلامت روان باشد، نه صرفاً سلطه خود یا سازگار شدن فرد با محیط.

·        در انتخاب مسئله پژوهش، هدفمند و معنامند بودن آن باید مقدم بر عینی بودنش باشد. روانشناسان انسانگرا معتقدند مشکلات مهم جامعه و انسان را باید بررسی کرد. ولو این کار، گاه مستلزم اتخاذ شیوه‌هایی با دقت کمتر باشد.

·        بالاترین ارزش، شرافت انسان است. افراد اساساً پاک‌اند. هدف عینی روانشناسی فهمیدن افراد است، نه پیش‌بینی یا تنظیم رفتار آن‌ها.

 

 


برگرفته از جزوه روانشناسی شخصیت کیهان

 

 

۱ آبان ۱۳۹۹ ۱۱:۴۷
تعداد بازدید : ۲۶

نظرات بینندگان

امتیاز را وارد کنید
نام را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید

logo-samandehi
  • تهران - خیابان انقلاب - خیابان 12 فروردین - کوچه ی نوروز - پلاک 4 - واحد 3
  • 66475618-66475619-66475620
  • 66460268-66487212-6648930